ورود / ثبت نام
0 تومان 0
نسخه 1.3
  • نماد
  • کارگزاری
  • مقاله
  • تحلیل
  • اخبار
  • همه موارد
مقاله
اطلاعات ناشر مقاله
Alternate Text
سید محمد جوادی
امتیاز این مقاله : 5/10
سطح امتیاز : عالی
تعداد مشارکت کنندگان: 1000 نفر
به این مقاله امتیاز دهید:
رای:
رتبه بندی مقالات به وسیله رای کاربران این سامانه مشخص می شود. شما می توانید میزان رضایت خود را در مورد این مقاله با مشارکت و ثبت امتیاز ابراز بفرمایید.
قیمت سهم تا کجا می‌تواند بریزد؟

قیمت سهم تا کجا می‌تواند بریزد؟

متن اصلی
نظر کاربران
نظر حقوقی
دسته بندی:
0
چکیده
استدلالش برایم عجیب بود. سهم تا کجا می‌تواند بریزد؟ عملا تا صفر. قیمت سهم می‌تواند تا صفر پایین بیاید و به‌طور کامل از بین برود. اتفاقی که نادر است، اما غیرممکن نیست. فرض کنید قیمت یک سهم ۱۰ هزار تومان است و سهم دیگر ۱۰۰ تک تومان. اگر از هر دو سهم یک میلیارد تومان خریده باشید، در هر دو سهم احتمال از دست دادن یک میلیارد تومان برای شما وجود دارد. احتمالی که خیلی کوچک است، اما وجود دارد و باید در نظر گرفته شود.

آیا قیمت سهم صفر می‌شود؟

اگر بخواهم جواب این سوال را در یک کلمه بدهم، باید بگویم که بله، قیمت یک سهم می‌تواند صفر شود. هرچند سابقه رخداد چنین حادثه‌ای نادر است.

قبل از آن که ببینیم ریزش سهم به چه دلیلی رخ می‌دهد تا قیمتش به صفر برسد (یا بخش زیادی از ارزشش را از دست بدهد) بیایید ببینیم که چه چیز قیمت سهم را افزایش یا کاهش می‌دهد.

همه می‌دانند که قیمت یک سهم با عرضه و تقاضا بالا و پایین می‌رود. دانستن این موضوع، اطلاعات جدیدی به ما نمی‌دهد. اما موضوع اصلی این است که چه چیز عرضه و تقاضا را شکل می‌دهد؟

عرضه و تقاضا با باور عمومی تغییر می‌کند. اگر بیشتر مردم یک باور را بپذیرند، برای سهم‌ها صف‌های خرید یا فروش تشکیل می‌شود.

مثلا اگر همه فکر کنند که دولت تا انتخابات از بازار به شدت حمایت می‌کند و پس از آن همه سهم‌ها را با شدت می‌فروشد، حتی اگر دولت ابدا چنین برنامه‌ای نداشته باشد، تا فروردین بازار مثبت خواهد شد.

اگر مردم نسبت قیمت بر درآمد را ملاک خرید و فروش خود قرار دهند، سهم‌هایی با P/E پایین متقاضی بیشتری پیدا خواهد کرد. اما اگر بیشتر مردم فکر کنند افزایش سرمایه در هر حال خبر خوبی است، افزایش سرمایه مهم‌ترین دلیل برای تشکیل صف خرید می‌شود.

برای مثال تا پیش از حذف EPS فوروارد، تعدیل مثبت و منفی مهم‌ترین دلیل برای تغییر قیمت سهام بود.

به بیان ساده، این واقعیت‌ها نیستند که قیمت سهم را تغییر می‌دهند، بلکه دلیل تغییر قیمت، درک عمومی از واقعیت‌ها است.

پس ریزش سهم زمانی رخ می‌دهد که مردم باورشان را به سهم، به بازار یا به هر چیزی که آن‌ها را در بازار نگه می‌داشت، از دست بدهند.

یک مثال از تعبیر دوگانه

کشور تحت فشار تحریم‌های ظالمانه است و قیمت دلار به سطوح عجیبی می‌رسد. مردم به این تصور می‌رسند که با این قیمت دلار، سهم‌های دلاری خریدهای مناسبی هستند. بازار سرمایه رشد می‌کند.

در این نقطه، آمریکا تصمیم می‌گیرد به برجام برگردد و تمام تحریم‌ها لغو می‌شود.

یک سناریوی ذهنی می‌تواند این باشد که با این توافق قیمت دلار به شدت ریزش خواهد کرد، چون دلار محرک اصلی بازار است، پس بورس هم خواهد ریخت.

سناریوی ذهنی دیگر این است که با لغو تحریم‌ها فروش شرکت‌ها افزایش پیدا می‌کند. میزان افزایش تولید و فروش به قدری خواهد بود که اثر کاهش قیمت دلار در EPS‌ها تاثیر منفی نگذارد. پس بورس به شدت رشد خواهد کرد.

شاید هر دو نظریه نادرست باشند. اما اگر مردم، یکی از این نظریه‌ها را باور کنند، قیمت‌ها به سناریوی عمومی واکنش نشان خواهند داد.

اما بازار همیشه در بلندمدت، عقلانیت بیشتری دارد. تحلیلگری که بر خلاف باور عمومی و بر اساس منطق صحیح خود عمل می‌کند، در بلندمدت بیش از هیجان‌زده‌های موج‌سوار به سود می‌رسد. چرا که بالاخره روزی عموم مردم هم به واقعیت‌ها پی خواهند برد.

تحلیلگران باور دارند که اگر ریزش سهم دلیل بنیادی قوی نداشته باشد، فرش قرمز برای خرید است. 

فرش قرمز برای بنیامین گراهام

سال ۱۹۱۹ و درست بعد از پایان جنگ جهانی اول، آمریکایی‌ها بیش از اندازه نسبت به آمریکا احساس مثبت پیدا کردند. جنگ تمام شده بود و آمریکا، می‌توانست با خیال راحت به اقتصاد خود توجه کند. پس از جنگ، حالا آمریکا مهم‌ترین ابرقدرت جهان به حساب می‌آمد. 

این خوش‌بینی در بازار سهام هم خودش را نشان داد. قیمت سهم‌ها با سرعتی باورنکردنی بالا رفت. شرکت‌ها هم از این سرمایه‌ها برای توسعه استفاده کردند. 

مردم خانه و زندگی خود را گرو می‌گذاشتند، اهرم می‌زدند، قرض می‌کردند و سهام می‌خریدند. بریز و بپاش‌های آمریکایی به اوج رسید. (شبیه به همان بریز و بپاش‌های گتسبی بزرگ، که دقیقا در همین زمان رخ داده بود.) کسی ریزش سهم را در خواب هم نمی‌دید. 

اما بورس ریخت. در یک دوشنبه سیاه، خواب آشفته ریزش سهم تعبیر شد. ریزشی که نه بورس نیویورک، نه آمریکا، که جهان را به زانو درآورد و ماشه جنگ جهانی دوم را کشید. 

اما تحلیلگران حرفه‌ای، ریزش سهم را به منزله فرش قرمز در نظر گرفتند و ارزنده‌ترین سهم‌ها را با قیمت‌هایی بسیار پایین، خریدند و ثروتمند هم شدند. 

ریزش سهم تا کجا پیش‌ می‌رود؟

به سوال اول برگردیم. آیا باور عمومی می‌تواند وضعیتی را رقم بزند که قیمت یک سهم مجانی شود؟ چرا در آن وضعیت، همه بازار نباید متقاضی همه سهم‌های این شرکت شوند؟ سهمی که رایگان است و با قیمت صفر می‌توانید هر قدر که می‌خواهید خرید کنید. حتی اگر سهم یک تومان بشود، می‌توانید ثروتمند شوید. چرا این طور نیست؟

اولین نکته این است که سهم به احتمال زیاد پیش از رسیدن به این نقطه متوقف خواهد شد و باید در مجمع توضیح دهد و شفاف‌سازی کند. ارکان بازار منتظر نمی‌مانند تا قیمت سهم به‌طور کامل به صفر برسد.

تصور کنید که شرکت در وضعیت بسیار بدی قرار دارد. شرایطی به ترسناکی داستان زیر:

داستان یک بانک زامبی

یک بانک را تصور کنید که ۲۰ هزار میلیارد تومان دارایی و ۴۰ هزار میلیارد تومان بدهی دارد. این بانک ۳۰ هزار میلیارد تومان سپرده پذیرفته و حالا تمام منابعش برای پرداخت پول‌های مردم کافی نیست.

مردم برای دریافت وجوه خود به بانک هجوم آورده‌اند. اما بانک قادر نیست این پول‌ها را پس بدهد.

سرمایه ثبت‌شده شرکت ۱۰ هزار میلیارد تومان است و زیان انباشته چیزی در حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان. طبق قانون بانک باید اعلام ورشکستگی و انحلال کند. تا امروز برای حفظ آرامش جامعه، این اتفاق نیفتاده است. اما حالا که آرامش از بین رفته، بانک ترجیح می‌دهد که از صنعت بانکداری خارج شود.

در این نقطه حاضرید چقدر پول بدهید که مالک بدهی‌های نجومی و مطالبات مردم شوید؟ مثلا اگر بانک را به همراه ۴۰ هزار میلیارد تومان پول نقد تقدیم شما کنند، شاید این پیشنهاد را قبول کنید. در این حالت باید دردسر زیادی تحمل کنید که بدهی‌ها و مطالبات را پرداخت کرده و به یک بانک خالی برسید و همه‌چیز را از نو شروع کنید. اما قطعا حاضر نیستید برای فرو رفتن در این منجلاب، پول پرداخت کنید.

به شرکتی که خالص ارزش آن منفی است، شرکت زامبی می‌گویند.

چه بلایی سر بانک زامبی می‌آید؟

اگر بانک در این نقطه اعلام ورشکستگی کند، طبق قانون باید بدهی‌ها از دارایی‌ها کسر و باقی‌مانده بین سهام‌داران تقسیم شود. اما چیزی برای تقسیم میان سهامداران وجود ندارد.

بانک از فهرست سهم‌های پذیرفته شده در بورس خارج می‌شود و چیزی هم نصیب‌تان نخواهد شد.

در این وضعیت هر قدر پول در سهم گذاشته باشید، به طور کامل از بین خواهد رفت.

ریزش تاریخی سهم، اندکی پیش از آن شروع می‌شود، که شما هم از ماجرا با خبر بشوید. اما خبر آنجا است. در سایت کدال. چرا همین الان ریزش سهم شروع نمی‌شود؟ چون باور عمومی، مرگ شرکت را نپذیرفته است. 

چطور مطمئن شویم که سهم ما تبخیر نمی‌شود؟

اولین نکته که شما را از این سناریوی ترسناک در امان می‌دارد، بدهی‌های شرکت است.

کافی است به صورت وضعیت مالی (ترازنامه) شرکت مراجعه کنید و مطمئن شوید دارایی جاری شرکت، دست‌کم به اندازه بدهی‌های آن است. خوب است که شرکت دوبرابر بدهی جاری، دارایی جاری داشته باشد.

همچنین اطمینان حاصل کنید که حقوق صاحبان سهام، مثبت باشد.

یک نگاهی به سود و زیان انباشته بیندازید. وقتی سهمی را می‌خرید در زیان انباشته آن هم شریک می‌شوید.

شاید یک نفر بگوید که می‌خواهد روی بهبود وضعیت یک شرکت قمار کند. پاسخ این است که بورس قمارخانه نیست. جایی را برای خوابیدن انتخاب کنید که قطعا آب زیرش نمی‌رود.

شرکتی که دارایی کافی و بدهی معقول دارد، بعید است، خیلی بعید است که ورشکست شود.

ریزش سهم چنین شرکتی بدون بازگشت نخواهد بود. اما شرکت بدهکار زیانکار بی‌بنیاد، عملا می‌تواند تا نقطه صفر ریزش کند. 

اندکی، فقط اندکی تحلیل بنیادی ، شما را از این خطر نجات می‌دهد. 

به افزایش سرمایه نگاه بهتری داشته باشید

بعضی‌ها فکر می‌کنند افزایش سرمایه، هر چه باشد خوب است.

اگر شرکت بارها و بارها، برای نجات از ماده ۱۴۱ قانون تجارت، دست به افزایش سرمایه از محل آورده و تجدید ارزیابی زده، با شرکتی مواجه هستیم که دارد منابع مالی را در آتش زیان، می‌سوزاند.

اگر گلوله اول دشمن به خطا رفت، به او فرصت دوباره ندهید. شرکتی که کارش از بین بردن منابع مالی است، جای خوبی برای سرمایه‌گذری به حساب نمی‌آید.

شرکت را بشناسید

سهام یک شرکت را خریداری کرده‌اید. آیا می‌دانید شرکت چه چیزی تولید می‌کند؟ آیا از میزان بدهی‌ها و دارایی‌های آن با خبر هستید؟ وضعیت نسبت‌های مالی چطور است؟

نمی‌گویم الزاما باید تحلیل بنیادی کنید. شاید شما معامله‌گر روزانه باشید. اما داشتن یک درک کلی از شرکت، دست‌کم این اطمینان را به شما می‌دهد که پولتان به‌طور کامل از بین نخواهد رفت.

حداقل کاری که می‌کنید این است که یک یا چند تحلیل بنیادی از سهم را بخوانید. به سایت کدال بروید و از صورت‌های مالی، گزارش تفسیری، آمار تولید و فروش شرکت را ببینید.

به عنوان مثال یک شرکت تولید آنتی‌بیوتیک را با شایعه تولید واکسن آنفولانزا خریداری نکنید.

اگر از سهم مطمئن باشید، ریزش سهم را مقطعی می‌انگارید و هرگز نگران نخواهید شد.